در عمليات والفجر 2 در منطقه حاج عمران به همراه دو تن از رزمندگان، در اثر يك غفلت درمحاصره عراقىها قرار گرفتيم، به گونه اى كه راه پس و پيش نداشتيم . خواستيم خود را تسليم كنيم ،ولى هنوز كمى اميد داشتيم ، چون در يك چادر بوديم و هنوزعراقىها ما را نديده بودند . با هم مشورت كرديم . بنده عرض كردم در سال 60 درعملياتى كه با مشكل روبه رو شديم با دو ركعت نماز مشكلمان را حل كرديم و اين جا هم خوب است دو ركعت نماز بخوانيم . خيلى سريع دوركعت نماز حاجت خوانديم و با تعويض لباس توانستيم نجات پيدا كنيم . در حال فرار بوديم كه عراقىها به ما مشكوك شدند و وقتى فهميدند از خودشان نيستيم شروع به تيراندازى كردند، ولى آسيبى به ما نرسيد.

.................................................................................................................

منبع: http://center.namaz.ir




برچسب ها : خاطرات رزمندگان

موضوع :
نماز در جبهه ,