تأثير هر نماز بستگي به نمازي دارد كه انسان به جاي مي آورد. نماز اول وقت،‌آخر وقت،‌ فرادي،‌ جماعت، با توجه، بي توجه و ... هر كدام آثار خاص خود را دارند. ولي به هر حال هيچ نمازي بدون اثر نمي باشد. انسان مومن بايد به هر طريق با خداي خود مرتبط و پيوسته باشد و رابطه اش را با خداي خود هر قدر هم که ضعيف و کم رنگ باشد، قطع ننمايد و همين ارتباط ضعيف را روز به روز تقويت نمايد تا به تدريچ به درجات عالي قرب و معرفت خداي متعال برسد.

بايد دانست که همين نمازهاي بي روح و دست و پا شکسته ما نيز خالي از آثار مختلف تربيتي و رواني و اجتماعي نمي باشد و اگر انسان همين نماز بي روح را هم ترک مي کرد، ميزان جرم و خطا و معصيت او بيشتر مي شد. چون اثر عمده نماز که همان نهي از فحشا و زشتي و گناهان است، حتي در اين گونه نمازها نيز ظاهر و آشکار مي گردد. در روايت آمده است جواني از انصار نماز خود را به جماعت با پيامبر - صلي الله عليه و آله - مي خواند ولي گاهي مرتکب خطا و گناه نيز مي شد. اين جريان را به پيامبر گفتند. حضرت فرمود: بالاخره اين نماز روزي باعث بيداري و دوري او از گناه مي گردد. طولي نکشيد که آن جوان متنبه و بيدار شد و دست از اعمال بد و زشت خود برداشته در صراط مستقيم بندگي قدم گذارد.

انسان به مقتضاي مادي بودنش در طول روز با افراد و مسائل مختلفي روبه روست و همين امر باعث دوري او از معنويت مي گردد. در اين ميان،‌ نماز مأمن و پناهگاهي براي برگشت انسان به معنويت است. نماز كرنش و تعظيم در برابر خالق متعال است و جلوي طغيان و غرور انسان را مي گيرد.

اگر ديده مي شود افرادي نماز مي خوانند اما تأثيري در روح آنان ديده نمي شود به اين خاطر است كه آنان نماز را فقط « مي خوانند» و نماز را « بر پا نمي دارند». در قرآن لفظ « صلاة» معمولاً با فعل « يقيمون » و « أقيموا» و مشتقات « قيام» آمده يعني« نماز را بر پا داشتن». بر پا داشتن نماز با خواندن نماز متفاوت است. فردي كه نماز را بر پا مي دارد يعني در تمام زندگي او نماز برپاست و در تمام حيات او توحيد و صفات الهيه جاريست.

نماز به انسان، آرامش و طمأنينه مي دهد و اين حالت را هر انساني پس از يك نماز با توجه حس مي كند.

همان طور كه جسم انسان نياز به غذا دارد،‌ حقيقتاً روح انسان نيز اين نياز را داراست. اگر اين نياز روحي حس نمي شود بدين علت است كه روح خود را با هر خوراكي تغذيه كرده و او را از غذاي سالم روحي كه همانا نماز و ياد خداست دور داشته ايم. به عنوان مثال،‌ غيبت يك غذاي ناسالم روحي است كه انسان از شدت گرسنگي روحي به آن چنگ مي زند. در قرآن كريم هم غيبت به خوردن گوشت برادر مرده تشبيه شده يعني اي انساني كه داري غيبت مي كني اين كار تو حقيقتاً‌ معادل است با خوردن گوشت برادر مرده ات.

هدف خدا از خلقت انسان،‌ عبوديت و بندگي است. « و ما خلقت الجن والانس الا ليعبدون» و من جن و انس را نيافريدم جز براي اين كه عبادتم كنند. و اين بندگي در نماز موج مي زند. اوج بندگي انسان در نماز بوده و حس پرستش نيز با نماز ارضا مي گردد. نماز بزرگ ترين نماد پرستش و خاكساري به درگاه خداوند متعال است.

برخي آثار نماز

  بندگي و عبوديت

بندگی در نماز موج مي زند.« اياک نعبد و اياک نستعين»و اعلان نياز به حضرت دوست، به خاک افتادن، تعظيم کردن در مقابل معبود حقيقي و ... قطره اي از جلوه هاي بندگي در نماز است.

  نماز، کبر و غرور را از انسان دور مي کند زيرا در مقابل قدرت مطلق جهان، بارها پيشاني خود را بر خاک مي گذارد، سر خم کرده و اظهار ناتواني و عجز مي نمايد. اگر حتي توجه مختصري هم در ميان باشد، غرور انسان، شکسته شده و اثري از سرکشي باقي نمي ماند.(اين اثر، ذره اي است از آثار اخلاقي فردي نماز)

 

  باز شدن درب خانه خدا

پيامبر اکرم صلي الله عليه و آله و سلم فرمود: تا زماني که در حال نماز هستي، درب خانه پادشاهي مقتدر را مي کوبي و هر که درب خانه پادشاه را بسيار بکوبد، سرانجام آن درب به رويش باز مي شود.

  آيا کسي يافت مي شود که دوست نداشته باشد مشمول رحمت الهي شود.

امام علي عليه السلام فرمود: هر گاه کسي به نماز مي ايستد ابليس از اين که مي بيند رحمت خدا او را فرا گرفته حسودانه به وي مي نگرد.

 

برخورداري از جلالت خداوند

اگر نماز گزار مي دانست که چه هاله اي از جلالت خدا او را فرا مي گيرد، دوست نداشت سر از سجده اش بردارد.

  نماز مايه پاكيزگي روحي و كفاره گناهان

پيامبر اسلام صلي الله عليه و آله و سلم نماز را به چشمه آب گرمي که بر در سراي مردي جريان داشته باشد، تشبيه کرده. اگر روزي پنج بار، خود را در آن شستشو دهد، هرگز چرک و آلودگي در بدن او نماند.

 

 دوري از زشتي ها و بدي ها

نماز به خودي خود قدرتي دارد كه انسان را از بدي ها دور مي دارد. إن الصلاة تنهي عن الفحشاء و المنكر. نماز انسان را از زشتي ها و ناپسند ها باز مي دارد.

پيامبر خدا درباره مردي که با آن حضرت نماز مي خواند و در عين حال مرتکب کارهاي زشت مي شد فرمود: نمازش روزگاري او را از کارهاي زشت باز خواهد داشت. و ديري نگذشت که آن مرد توبه کرد.

  نماز بزرگ ترين و محكم ترين پناه گاه معنوي است. الصلاة حصن من سطوات الشيطان.

  نماز مايه ي نزديكي هر انسان پرهيزگار به خداست. الصلاة قربان كل تقي

  اگر نماز قبول شود كارهاي ديگر هم پذيرفته مي شود و اگر نماز رد شود كارهاي ديگر نيز مردود است. ان قبلت قبل ما سويها و إن ردّت ردّ ما سويها

 

ترس شيطان از انسان نماز گزار

 رسول خدا صلي الله عليه و آله فرمود: «شيطان پيوسته تا وقتي كه فرزند آدم بر نمازهاي پنج گانه محافظت و مواظبت دارد از وي ترسان است و چون نمازها را ضايع كند بر او دلير مي شود و او را در گناهان بزرگ مي اندازد».

 

  آثار نماز در عالم برزخ

رسول خدا (ص) فرمودند: «نماز بين نمازگزاران و عزرائيل (سلام الله عليه) فرشته ي مرگ)، شفاعت مي كند. تا نمازگزار راحت تر جان بدهد.»

نماز در قبر مونس و همدم نمازگزار است، نماز فرش نمازگزار در قبر مي شود

 

  آثار نماز در قيامت

رسول خدا(ص) فرمود: «نماز واقعي و با حضور قلب در روز قيامت تاجي بر سر نمازگزاران است»، «نماز واقعي و با حضور قلب (در روز قيامت) نور چهره ي نمازگزاران است»، «نماز با حضور دل، روز قيامت پوشش و مانعي بين نمازگزار و آتش دوزخ مي گردد»

اميد است كه خداوند متعال ما را از نمازگزاران واقعي قرار دهد.

آثار فرهنگي نماز

1. نماز آموزگار فرهنگ وادب: اينکه در نماز سفارش شده که در نماز با ادب باشيم ،دست ها روي ران ها،بدن آرام،نگاه ها پايين وبه محل سجده، داشتن لباس تميز و...مجموعه اين دستورالعمل ها روحيه ادب وفرهنگ را در انسان تقويت مي کند،آن هم ادبي براساس ارزش هايي چون شناخت ومحبت ،تواضع وادب (قرائتي،يکصدو چهارده نکته در باره نماز،ص56) نماز موجب احساس غرور و افتخار است؛ چه افتخاري از اين بالاتر كه انسان با خالق خود سخن بگويد و او كلام انسان را بشنود و بپذيرد.

 2.نماز از آن جهت كه وسيله اتصال عبد به مولاست، موجب احساس قدرت بنده مي گردد. نماز گزاران حقيقي به وسيله نماز به اطمينان قلبي مي رسند و ترس از غير خدا را از دل بيرون مي كنند.

 3.نماز موجب احساس عزت است؛ چون تمام عزت ها از آن خداست، از اين رو اتصال به عزيز مطلق به انسان عزت و سربلندي مي بخشد. 4. نماز بزرگترين عامل تربيت و اصلاح ظاهري و باطني است.

آثار اجتماعي نماز:

1.تحکيم وتقويت روابط مردم: از آنجا که اصل در نماز جماعت خواندن است ودر جماعت نيز با مردم،در مردم،از مردم بودن است،اينکه انسانها بدون هيچ گونه امتياز از هر نژاد واقليم ودر هر شرايط اقتصادي در کنار هم مي آيند ،وحدت وانسجام آنها تقويت مي شود.

2.افزايش اطلاعات مردم از وضعيت همديگر ووضعيت جامعه:اسلام با طرح نماز جماعت وحضور مردم در صحنه عبادات آن هم در خانه خدا وبا وضو بهترين فرصت را براي آشنايي مردم با حرف ودرد همديگر آشنايي با توطئه هاي دشمنان وپيش بيني راه حل ها ،تقد از محرومين جامعه ومحل همه در سايه نماز آن هم به صورت جماعت مي باشند.

 3.نظم وسامان دهي به امور مسلمانان: زمان بندي نماز،توصيه به منظم بودن صفهاي نمازجماعت،در با هم سجده افتادن ،باهم نشست وبرخاست کردن در نماز جماعت ...همه داراي پيام اجتماعي به مسلمانان مي باشد که تفرق ها را به وحدت تبديل کنند ،در پيشبرد امور باهم همکاري کنند و...

 

منبع:قرائتي محسن؛ يکصدو چهارده نکته در باره نماز،چاپ نهم 72