آثار ترک نماز در روایات(1)
چنانچه در سوره مدثر می فرمایند: «بهشتیان از دوزخیان می پرسند چه چیز شما را به دوزخ کشانید. جهنمیان در پاسخ می گویند ما از نمازگزاران نبودیم و بیچارگان را طعام نمی دادیم و با اهل باطل داخل شدیم و روز جزا را انکار می کردیم.
و همچنین در سوره ماعون به کسانی که نماز را سبک می شمارند اشاره شده است «الذین هم عن صلاتهم صاهون» پس از انبیاء و صالحین جماعتی در رسیدند که از فرط و شدت غفلت و جهالت نماز را ترک کردند و شهوات را پیروی کردند. پس زود است که این جماعت برسند به « غی» نام وادی است در جهنم که عذابش شدیدتر از سلیر طبقات دوزخ است. از ابن عباس منقول است که در آن ماریست که طولش شصت سال و عرضش سی سال راه است و از وقتی که آفریده شده دهان باز نموده و نمی کند مگر برای بلعیدن تارک الصلاه و خورندگان شراب.
در سوره زمر می فرماید:«نماز را بپا دارید و از شرک آورندگان نباشید. در این آیه اشاره شده است به اینکه ترک کننده نماز با بت پرست و مشرک برابر است.
كسانی كه به نماز به عنوان تكلیف و خواست الهی بی توجهی كنند و آن را كوچك بشمارند خداوند نیز به خواستهها و اعمال آنان توجهی نخواهد داشت.
امام صادق ـ علیه السلام ـ میفرمایند ؛« إِذَا قَامَ الْعَبْدُ فِی الصَّلَاهِ فَخَفَّفَ صَلَاتَهُ قَالَ اللَّهُ تَبَارَكَ وَ تَعَالَى لِمَلَائِكَتِهِ أَمَا تَرَوْنَ إِلَى عَبْدِی كَأَنَّهُ یَرَى أَنَّ قَضَاءَ حَوَائِجِهِ بِیَدِ غَیْرِی أَمَا یَعْلَمُ أَنَّ قَضَاءَ حَوَائِجِهِ بِیَدِی ؛ وقتی بندهای نماز خود را با عجله و شتاب به پایان میبرد و آن را كوتاه میكند خدا به ملائكه میفرماید: آیا نمیبینید بندهی من چگونه نماز خود را كوتاه میكند گویا میپندارد كه بر آوردن حوائجش به دست غیر من است (كه اینگونه عجله میكند.) آیا نمی داند برآوردن حوائجش به دست من است .»1
همچنین امام صادق ـ علیه السلام ـ میفرماید:« من تهاون بصلاته من الرجال و النساء ابتلاه الله بخمس عشره خصله...الثانیه یضیق علیه قبره و الثالثه تكون الظلمه فی قبره... ؛ هر زن و مردی كه به نمازش بیاعتناء باشد خداوند او را به پانزده چیز مبتلا می سازد... و قبر بر او تنگ و تاریك می گردد.»2
نمازی كه با سهلانگاری و تحقیر خوانده شود مورد قبول خداوند متعال قرار نمیگیرد.
امام صادق ـ علیه السلام ـ میفرماید: «انّ اللّه عزوجل لایقبل الاّ الحسن فكیف یقبل ما یستخف به ؛ خداوند جز نیكو را نمیپذیرد پس چگونه آن را كه مورد استخفاف واقع گردیده است بپذیرد. » 3
نمازی كه آورنده آن به آن بی مهری و بی توجهی دارد، چگونه مشمول قبول خداوند قرار گیرد؟!
امام صادق ـ علیه السلام ـ میفرمایند؛ «وقتی بندهای نماز خود را با عجله و شتاب به پایان میبرد و آن را كوتاه میكند خدا به ملائكه میفرماید: آیا نمیبینید بندهی من چگونه نماز خود را كوتاه میكند گویا میپندارد كه بر آوردن حوائجش به دست غیر من است (كه اینگونه عجله میكند) آیا نمی داند برآوردن حوائجش به دست من است»
گفتگوی ملک نماز و انسان نمازگزار
برخی از روایات تصویر و تمثیلی را برای نماز ترسیم نمودهاند كه بر حسب آن، نماز بصورت ملكی با انسان به گفتگو مینشیند گاه تشكر میكند و گاه گلهمند میشود.
در روایتی امام صادق ـ علیه السلام ـ میفرماید: وقتی نماز در وقت خود اقامه نگردد و بی دقّت ارائه شود با صورتی سیاه و تاریك به سوی انسان باز میگردد. میگوید: مرا ضایع كردی خدا تو را ضایع كند. و اگر در وقت خود اقامه شود برای انسان دعا میكند و میگوید: همان گونه كه مرا حفظ و احترام نمودی خداوند تو را حفظ كند.4
قرآن كریم راه تاركین نماز را به سقر منتهی میداند و در مورد آنان میفرماید: «ما سلككم فی سقر قالوا لم نك من المصلّین»5
حضرت امام صادق می فرماید:
نخستین عملی که در روز قیامت از آن باز خواست می شود نماز است. نماز اگر پذیرفته شد اعمال دیگر هم پذیرفته می شود و اگر پذیرفته نشد کارهای دیگر پذیرفته نیست.
پیامبر اکرم می فرماید:
هنگامی که قیامت بر پا می شود موجودی از جنس عقرب از دوزخ بیرون می آید که سرش در آسمان هفتم و دمش زیر زمین و دهانش از شرق تا غرب است و می گوید کجایند کسانی که با خدا و رسولش جنگ کننده بودند. پس جبرئیل نازل می شود و می گوید چه کسانی را می خواهی؟
1-ترک کننده نماز
2-منع کننده زکات
3-خورنده ربا
4-شرابخوار
5-کسانی که در مسجد حدیث دنیا می کنند یعنی غیبت و تهمت مسلمانان می کنند.
و نیز می فرماید: در جهنم یک وادی و سرزمینی
است که از شدت عذاب آن جهنمیان هر روز هفتاد هزار مرتبه ازآن می نالند و در آن خانه
ای از آتش است و در خانه چاهی از آتش و در آن چاه تابوتیست که در آن ماریست که هزار
سر دارد و در هر سری هزار دهان و در هر دهان هزار نیش و طول هر نیش هزار زرع است کسی
از اصحاب انس گفت یا رسول الله این عذاب برای کیست ؟ فرمود: برای شرابخور و ترک کننده
نماز.
.......................................................................................................................................
[1] . كافی ، ج 4 ،ص170
[2] . بحار الانوار ،ج80 ، ص21.
[3] كافی ،ج3 ، ص269
[4] . بحارالانوار، ج80 ،ص9.
[5] . مدّثر ، آیه42.
قلم بدست گرفتم که حرف حق بنویسم/هر آن چه نتوان گفت بر ورق بنویسم/قسم به جان قلم خورده ام که نای قلم را/ به دست گیرم و تا آخرین رمق بنویسم