علل سهل انگاری نوجوانان به اقامه نماز صبح
اما تنها دليل برنخاستن براي نماز همين موضوع نيست. بسيار اتفاق افتاده است که براي برنامه اي دلچسب و مورد علاقه، فرزندان توصيه ميکنند صبح زود ما را بيدار کنيد يا خود تمهيداتي براي بيدار شدن ميانديشند.
پس بايد ديد علل و عوامل سهل انگاري يا بي رغبتي نسبت به نماز صبح چيست؟
پيش از پرداختن به اين پرسش که چگونه فرزندانمان را به برپايي نماز صبح دعوت کنيم، بايد بپرسيم چرا، گاه فرزندان نماز نمي خوانند؟ علل و عواملي چند در اين بازدارندگي يا سهل انگاري و بي رغبتي مؤثرند:
1- عوامل و علل اعتقادي
وقتي کودک و نوجوان فاقد باور عميق و ريشه دار نسبت به خدا و معاد باشد نه پشتوانه اي از عشق دارد تا او را برانگيزد و نه انگيزه اش چون خوف و هراس از بازخواست اخروي تا او را به اداي تکليف ديني وادارد. کسي که صبحگاهان با وجود همه جاذبههاي خواب، بستر را رها ميکند و به نماز ميايستد يا از سر عشق و شيفتگي و معرفت به پروردگار است يا حداقل ترس از مجازات و آن که روشني يقين در دل ندارد شوق برپايي نماز نخواهد داشت.
2- نمادها و نمودهاي نامطلوب دينداران
کودکان و نوجوانان کنجکاوانه و دقيق زندگي ما را ميکاوند، اگر ما به نمازشان بخوانيم و آنها ما را به عنوان نمازگزار در ارتکاب گناه و ناشايسته بي پروا ببينند ميان «نماز» و «رفتار» به جستجوي رابطه ميپردازند و احياناً چنين داوري و نتيجه گيري ميکنند که نمازگزاران چنين اند. همين کافي است که نماز را متهم و از آن گريز و پرهيز کنند.
3- رفتارهاي گناه آلود و ناروا
اگر نماز از فحشا و منکر باز ميدارد، فحشا و منکر نيز ميتواند بازدارنده از نماز باشد! وقتي فضاي زندگي ما از دروغ، فريب، حرام خواري، غيبت و حرمت شکني تباه و سياه شود، بازتاب آن نه تنها در نماز ما که در نماز و کنشهاي ديني فرزندانمان محسوس و مشهود است. نه خود گناه کنيم و نه فضايي لغزاننده را براي فرزندانمان فراهم کنيم. رهاورد چنين فضاي مهذبي اقبال فرزندان به نماز خواهد بود.
4- جزر و مدها و زير و بمهاي دروني
روح انسان همواره دستخوش دگرگونيهاي دائمي است و عناصر و عوامل گوناگوني در جان انسان آشوب ميآفرينند. پس هنگام نشاط بهترين فرصت براي دعوت به عبادت، حتي عبور ازمرز «فرايض» به نوافل است و در هنگام بي نشاطي يا ادبار توقف در قلمرو فرايض. از همين رو، شناخت اين جزر و مدها و ايجاد ارتباط سنجيده در آن موقعيت، در رفتارها، موضع گيريها و نگرشهاي آينده فرد بسيار مؤثر است.
5- انتظار و تلقي ناروا از نماز
وقتي جايگاه نماز درست تحليل و تبيين نشود ممکن است بعد از مدتي نماز کنار گذاشته شود يا منظم برپا نشود که اين نيز به حذف نماز ميانجامد.گاه از نوجوان ميپرسيم چرا نماز نمي خواني؟ و پاسخ ميشنويم که هر چه ازخدا خواستم که به فلان خواسته و آرزويم برسم، نشد پس ديگر نماز نمي خوانم، بنابراين استفاده ابزاري از نماز و القاي خانوادهها که اگر نماز بخواني، در امتحان قبول ميشوي، نماز را در حد مشکل گشاي مسائل عادي زندگي حتي گاه خواستههاي نامعقول پايين ميآورد و اين آفت و آسيب بزرگ براي نماز خواندن است.کودک و نوجوان با اشتياق به مسجد ميرود ممکن است فضاي مسجد ذوق و شوق و طبع حساس او را بر نمي انگيزد و خاطره تلخ، چاشني آمدن ميشود. اين رويداد که گاه تا هميشه بر روح و نگرش انسان سايه مياندازد، گريزگاه وي ميشود و جدايي وي را بر ميانگيزد به همين دليل بايد تجربههاي نخستين کودکان از مسجد با شيريني و لطافت همراه باشد و از تحقير، تمسخر، توهين و هر حرکتي يا حادثه اي که تند و تلخ و شکننده باشد پرهيز شود.
6- تأثير منفي دوستان و گروه همسالان
کودک و نوجوان چشم به دهان دوستان ميدوزند و رفتارهاي «جمعي دوستان» آنان را بشدت و به همساني رفتار ميکشاند. آنها ميخواهند صرفاً به کارهايي بپردازند که «همه» آن را انجام ميدهند. بي ترديد شما نيز ميتوانيد به ياد بياوريد که زماني چنين بوده ايد. پس هيچ گاه قدرت گروه همسالان را دست کم نگيريد. آسان نيست که متفاوت عمل کنيم و يا اينکه در مقابل اکثريت باشيم. مراقبت در طيف دوستان، مداخله سنجيده و هشيارانه در انتخاب دوستان و حتي تأثير در حلقه آنان، نوعي مصونيت بخشي معنوي خواهد آفريد که نمازگزاري فرزندان را تضمين ميکند. خانوادههايي که فرزندان رها شده دارند و مراقبت و دقت در معاشرتها و روابط فرزندان ندارند دچار مشکلات حاد رفتاري و ريزشهاي معنوي فرزندان خواهند شد.
7- انباشت پرسشها و ترديدها
کودک و نوجوان پرسشگر و کنجکاوند. بر اساس حق پرسشگري و کنجکاوي، کودک و نوجوان از نماز هم ميپرسند، چرا نماز؟ چرا اين گونه؟ چرا هر وقت دلم خواست نخوانم؟ چرا به هر سمت نخوانم؟ چرا هر مقدار دوست داشتم و کشش داشتم نخوانم؟ اصلاً چرا بخوانم؟ و چرا... اگر اين پرسشها، پاسخ دقيق و مجاب کننده نيابند يا پرسشگر به دليل سؤال، تحقير و تمسخر و متهم شود و يا پاسخها انحرافي باشد، موريانه ترديد، شک، تزلزل و در نهايت پرهيز و ستيز وجود وي را پر خواهد کرد. بنابراين ايجاد موقعيت و فرصتهايي براي سؤال، در فضايي سرشار از عاطفهها و محبت، ميتواند تشويشها و ترديدها را بزدايد.
8- خستگي و سستي
نماز بايد با نشاط و سرزندگي برپا شود. در سستي و رخوت، در بي حالي و بي رغبتي حتي اگر نماز برپا شود چندان مناسب نيست. در هنگام خستگي و رخوت اصرار در برپايي نماز نکنيم. حتي توصيه کنيم هم اکنون نخوان، خسته اي. به استراحت نياز داري، خودم براي نماز بيدارت ميکنم. اين جملات ملاطفت آميز و آرام به جاي نمازي شتاب زده، نمازي با آرامش را رقم ميزند.
9- تأخير در برپايي نماز
گاه به هر دليل، نماز به تأخير ميافتد. جاذبههاي فراوان در زندگي کودک و نوجوان، مشغوليتهاي آني، قرار گرفتن در موقعيت لذت بخش بويژه بازي با دوستان موجب ميشود نماز به بعد موکول شود! اول وقت خواندن نماز بايد به فرهنگ تبديل شود.
وقتي ما بزرگترها و مربيان و متوليان تربيت به نوعي تقيد در نماز اول برسيم و فضاي مناسب را نيز فراهم کنيم از چنين ضايعه اي جلوگيري خواهيم کرد. بايد دقت شود نماز اول وقت طولاني يا همراه با چاشنيهاي وقت گير نباشد.
10- بي اعتنايي خانواده به نماز
مشاهده و تقليد رفتارهاي والدين در دوران کودکي، بارزترين رفتار کودک در خانه است. کودکان و نوجوانان گاه دچار تعرضها و ناهمخوانيهاي خانه و مدرسه هستند، در مدرسه نماز جماعت هست، اما در خانه از اين فضيلتها و ارزشها نيست. خانوادههايي که به نماز بي اعتنا باشند هرگز نمي توانند انتظار داشته باشند که فرزندانشان به نماز پايبند و متعهد باشند.
11- صبح را با خبرهاي هيجان آميز و شيرين همراه کنيد
در خانوادههاي ما بسياري اوقات، شب لبريز از خبر و خاطره است اکثر تلفن زدنها، شوخيها، ميهمانيها و گفتگوهاي در شب اتفاق ميافتد، اگر صبح با برخي خبرهاي هيجان آميز و شيرين همراه باشد باز کردن يک هديه به صبح موکول شود و... انگيزههايي براي بيداري کودک و نوجوان فراهم ميشود.
12- شبها زودتر بخوابيد
زندگي مدرن امروز، چند شغلي و دير به منزل رسيدن پدر و مادر و ديگر اعضاي خانواده، ميهمانيهاي شبانه، تماشاي برنامههاي تلويزيوني و ديگر سرگرميهاي شبانه در برنامه خواب فرزندان نيز اثر ميگذارد. در خانوادههاي امروزي گاه صداي قاشق و چنگالها در نيمه شب شنيده ميشود، معلوم است که اين خانوادهها چه وقت ميخوابند و صبح با چه وضعيتي بيدار ميشوند.
فرزندان
به تبع اين نوع زندگي، حتي صبح براي مدرسه رفتن هم مشکل دارند. به دليل کم خوابي، خستگي
و شرايط پشت سرگذاشته شبانه، از خوردن صبحانه نيز ميپرهيزند. در حالي که در شب بر
سبک خوردن، اوايل شب خوردن و خواب به موقع توصيه شده است.پس اگر برنامه زماني خواب
معين شود و خانواده به نظم و انضباط در اين باره برسد به حل يکي از عناصر تأثيرگذار
در دير برخاستن و ادا نکردن فريضه صبح رسيده است.
منبع :سرویس برناhttp://khabarfarsi.com
قلم بدست گرفتم که حرف حق بنویسم/هر آن چه نتوان گفت بر ورق بنویسم/قسم به جان قلم خورده ام که نای قلم را/ به دست گیرم و تا آخرین رمق بنویسم